www.sisivs.blogfa.com

حدودا 21 سال پیش یه شب بعد از هزاران بار اراده کردن و زیرش زدن با خودم عهد کرده دیگه از فردا   واسه کنکور ارشد بخونم.

خلاصه جون خودمو قسم خوردم که از فردا صبح شروع کنم به خوندن و بعد خوابیدم...

اما هیچ وقت بیدار نشدم...

فکر نمی کردم خدا اینقدر جدی بگیره !... درسته آدم بی ارداه ایم ...درسته بالای وبلاگ نوشتم " زودتر بغلم کن " اما کاش حداقل میذاشت نماز صبحم رو بخونم..

خلاصه بعد از جیغ داداشم و بی هوشی بابام سه تایی مون رو واسه اولین بار سوار آمبولانس کردن و بعد از یه حموم حسابی بردنم خواجه ربیع واسه خاک کردن...

توی عمر سیاهم سه تا آرزو بیشتر نداشتم... یکم اینکه تو حرم امام رضا دفنم کنن...دوم %20 اراده داشته باشم ... و سوم اگه خواستم بمیرم مرگ مغزی شم تا اعضامو اهدا کنن...فکر کنم باید تو انتخاب آرزو ها دقت بیشتری می کردم.... راست میگن آدم باید اندازه قدش آرزو کنه...منم که کوتوله....

خیلی شلوغ شده بود. همه آومده بودن . از اعضای خانواده گرفته تا بچه های وبلاگی... حتی کسایی که اشکمو درآوردن تا یه Comment بذارن...همه گریه می کردن اما از خنده داشت کفنم جر میخورد ... دیدن قیافه ی کسایی که یه عمر فقط ازشون تصویر سازی داشتم چقدر خنده داره...

تفلی مامانم... آرزو داشت منو تو لباس دامادی ببینه ... اما حالا تنم رخت سفید کردن...

شب اول خیلی دل تنگش شدم... آخه دوتا گندبک آومده بودن و تا صبح واسه لحظه لحظه ی عمرم ازم بازجویی می کردن.. هروقتم که خالی می بستم یه چوب می کردن تو .....  خلاصه  از درد خوابم نبرد ...

حالا بعد از 25 سال عذاب و شکنجه و که 4 سالش به خاطر فرار از زندان بود ،قراره ترخیصم کنن...

توی این سالا با هم سلولی هایی آشنا شدم که قرار بود مث من از فردا آدم شن... این دفعه می تونستم از همه خداحافظی کنم و حلالیت بطلبم ...

مسئول شکنجه که اتفاقا قیافش شبیه یکی از سیاسیون بود میگفت : تو الان پاک پاک شدی.... دیگه میتونیم بریم واست یه حوری انتخاب کنیم...

اما حیف ...امروز پادر هوا بین این دنیا و اون دنیا موندم... چون هیچ خانواده ای به لیسانسه زن نمیده... واسم فاتحه زیاد بفرستین و قدر این شعر رو بدونین :

در گذر از عمر گران ، از تجارب درس گیر                      و درمیان مشکلات ، تن را مده به تقدیر

گر اسیر و بنده ی تکرار دقایق شدی                               امروز را از دست مده ، شاید شود فردا دیر