صحنه ی جرم ... ورود ممنوع ...
تا هستی گاز شهری واسم بی خطره ...
نبودنت جرقست ...
امشب... میخام شمع های کیک تولدمو روشن کنم .
وقتی که شب ، جا میذاره ، خنجر انتظارتو خون ، رگو طاقت نداره ، دل منم دیدار تو
حالا که غرق یک صدام، دل به بودن نمی بندم با اینکه مقتول توام، پای جون دادن می خندم

+ اگه ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۱۲ ب.ظ توسط سی سی وی اس
|
توی این شبای تلخ و سوت کور